شيخ احمد قمى در سال 922 قمرى (1543 ميلادى) در محله پايين شهر قم متولد شد.سالهاى اوليه زندگى را به تحصيل دروس اسلامى شغول و پس از مدت زمانى كوتاه لقبشيخ يافت. دوران جوانى شيخ احمد با تاسيس سلسله صفويه در ايران مقارن بود. بااستحكام قدرت سلسله صفوى و توسعه روابط ايران با كشورهاى ديگر، هياتهاى مذهبى وتجارى از ايران به سوى ديگر كشورها رهسپار شدند. تقريبا در پايان قرن شانزدهم و حدود ده سال پس از آغاز سلطنت «نارسون» يك كشتىزيبا و بزرگ ايرانى پس از سفرى پر مخاطره به قصد توقف رهسپار آيوديا پايتختسابقتايلند شد. به دليل رونق تجارى آيوديا، گروههاى زيادى از تجار اروپايى، عرب و ايرانىدر اين شهر به سر مىبردند. مديريت كشتى بر عهده شيخ احمد بود. وى در آن زمان حدود پنجاه سال داشت و هوشو ذكاوت بسيار داشت و به چند زبان خارجى مسلط بود. تعدادى از تجار و ملاحان از جملهمحمدسعيد برادر كوچكتر شيخ، وى را همراهى مىكردند. تاريخنويسان معتقدند كه در آن زمان به دليل حضور وسيع نمايندگان خارجى، فضايىآزاد و مناسب براى فعاليتهاى تجارى - فرهنگى در پايتختسيام به وجود آمده بود و دولتبه كسانى كه درصدد فعاليتهاى مذهبى بودند، چندان سخت نمىگرفت، همين وضع موجبشد تا شيخ احمد بتواند نوعى فعاليت دوگانه تجارى - مذهبى را آغاز كند. او پس از يك دههفعاليت پرتلاش گروه «چائومن» را به وجود آورد; گروهى كه او را در تبليغ آيين اسلام وروابط بينالمللى يارى مىدادند. پس از ده سال اقامت در آيوديا، شهرت شيخ چندان زياد شده بود كه ملاقات و همكارىبا او در امور تجارتى و فرهنگى جزو آرزوهاى خانوادههاى بزرگ و معروف شهر شده بود.در همين زمان شيخ با دخترى جوان از خانوادهاى متشخص به نام «ابچواى» ازدواج كرد.از اين وصلتيك دختر و دو پسر حاصل آمدند. پسر بزرگتر «چوئن» ناميده شد و پسركوچكتر پيش از اين كه به ده سالگى برسد درگذشت. دختر نيز «شى» نام داشت و با اينفرزندان نخستين شاخه خانواده تايلندى تبار شيخ احمد قمى شكل گرفت. موقعيت تجارى شيخ احمد باعثشد تا از سوى تعدادى از بازرگانان به عنوان رئيسصنف انتخاب شود و همين انتخاب به او امكان داد تا هر چند گاه يك بار به ديدار شاه برود وامتيازهاى مهمى براى رونق كارهاى خود و يارانش به دست آورد. در اين هنگام نارسون كبير درگذشته و برادرش «اكاتوت ساروت» به قدرت رسيده بود.از آنجا كه سلطان جديد برخلاف برادرش به فعاليتهاى نظامى علاقه چندانى نداشت و بيشتربه توسعه اقتصادى آيوديا مىانديشيد، طبيعى بود كه تجار هوشمند و كاردان موقعيتمناسبترى يافتند و زمينه بسط قدرتشان بيشتر شد. به دليل دوستى نزديك ميان شيخ احمد و «چاموئن سوراساكتى»، يكى از درباريان،رفت و آمد وى به دربار گسترده شد و اين موقعيت را پيدا كرد كه از نزديك در جريانتحولات داخلى دربار كه پس از سلطنت اكاتوت ساروت با درگيريهاى سياسى ميانشاهزادگان همراه شده بود، قرار بگيرد. درست در همين زمان، استعمارگران هلندى و در كنار آنها سياستمداران انگليسى نيز بهمنطقه وارد شدند و قابتشديد سياسى و تجارى ميان نيروهاى استعمارگر بزرگ و تجار وصاحب منصبان سيامى ايجاد شد. شيخ احمد با زيركى، خود را از درگير شدن در اينرقابتهاى پيچيده و خطرناك دور نگه داشت و كوشيد تا به تبليغات اسلامى خود گسترشبخشد. در فضاى آشفته سياسى سيام در سالهاى 1605 تا 1615 چاموئن سوراساكتى، نفوذ خودرا در دربار افزايش داد و در سالهاى 1609 و 1610 با كمك به «سونگهام» در كسب مقامسلطنتبه صورت يكى از متنفذترين شخصيتهاى كشور درآمد. شاه وزارت امور داخلى ومديريت تجارت خارجى را به وى سپرد و او نيز مسؤوليت مديريت امور اقليتهاى خارجىرا به عهده شيخ احمد گذاشت. بىترديد، موقعيت فرهنگى و تجارى شيخ احمد، همراه باشخصيت نمونهاش در روابط اجتماعى، تاثير فراوانى در به دست آوردن سمت مشاورتوزير و مديريت توسعه بندر و گمرك آيوديا داشته است. به اين ترتيب شيخ احمد از تجارتبه سياست گراييد. با توسعه نفوذ شيخ در دربار، شاه وى را به سرپرستى گمرك، مسؤول روابط اقليتهاىخارجى و مديريتبندر منصوب كرد. به عبارت ديگر او دومين فرد پس از وزير امورخارجى و بازرگانى شد. هنگامى كه نزديكترين دوستش چاموئن سوراساكتى درگذشت، شيخ احمد به جانشينىوى منصوب شد. نكته جالب اينجا است كه تا هشت نسل، تمام جانشينان شيخ احمد در اينمنصب، همگى از فرزندان او بودند. شيخ احمد در تمام دوران سلطنت «اكاتتسرات» (1605-1610م) و «سنگتام»(پادشاه عادل 1610-1628م) در مقام خود باقى ماند. اما در سال 1628 ميلادى به علتكبر سن از كار بركنار شد. ولى ظاهرا بركنارى وزير ايرانى با وقايع دوران كوتاه سلطنت«جتا» بىارتباط نبوده است، چه، پس از جلوس «پراسرت تنگ» (1630-1657) و اخراجژاپنىها شيخ احمد لقب «چوپيا» گرفت و از آن پس «چوپيا شيخ احمد راتاناتى بودى»ناميده شد. پس از فوت شيخ احمد پسرش جانشين او گرديد و اولاد وى تا سقوط ايوديا (1767م)در سمت «چوپيا مهارت تائى» خدمت مىكردند، كه متصدى آن مسؤول كليه امور ادارى وداراى مقامى مشابه وزير كشور بود. به هر حال طى مدت اقامت و زعامتشيخ احمد در سيام، تحولات مهمى چه در زمينهسياسى و چه از نظر فرهنگى و اجتماعى در اين سرزمين به وقوع پيوست. در اين مدتحكومت مستقل سيام تشكيل شد و بر رقباى كوچكش در مناطق اطراف چيره گشت. با ورودشيخ احد به آيوديا و تشكيل تاسيسات اسلامى توسط وى در اين منطقه، براى نخستين باراسلام به صورت جدى در سرزمين تايلند رواج يافت. مذهب شيعه و خط عربى و زبان فارسى، به واسطه نفوذ شيخ احمد و پيروانش درسرزمين تايلند گسترش يافت و اصطلاحات اسلامى به زبان فارسى در ميان مسلمانان اينمنطقه رايجشد، چنانچه مسلمانان تايى، واژه «نماز» را به همين صورت فارسى مىشناسندو تنها كسانى كه عربى مىدانند مترادف آن يعنى صلات را به كار مىبرند. در حال حاضر مقبره شيخ احمد قمى، واقع در دانشكده تربيت معلم شهر آيوديا، همچونمزار يكى از مهمترين شخصيتهاى سياسى و فرهنگى تايلند به شمار مىرود و با بنايىاسلامى تزئين شده است. گنبد طلايى رنگ بنا و معمارى ويژهاش به خوبى هويت اسلامى وخصيصههاى فرهنگى شيخ احمد را باز مىنماياند. در مقابل مقبره كتبيهاى سنگى قرار داردكه به صورتى مختصر اما دقيق زندگينامه وى بر آن نقش شده است. در اين كتيبه سنگى زيبابه زبان انگليسى و تايلندى چنين آمده است: «شيخ احمد، نخستوزير دولت تايلند در آيوديا، در محله پايين شهر در شهر قم،مركز اسلامى ايران، در سال 1543م متولد شد، شيعه اثنى عشرى بود و در زمان شاهنارسون كبير به آيوديا مهاجرت كرد...» سنگ مزار شيخ احمد از مرمر سفيد به ارتفاع بيش از يك متر ساخته شده است و همهروزه با گلهاى رنگارنگ تازه تزيين مىشود. در كنار سنگ قبر، گاهگاه عودى روشن ديدهمىشود كه به زايران غير مسلمان تعلق دارد و نشان مىدهد كه كرامات شيخ از محدودهپيروان اسلام گذر كرده و بوداييان منطقه را نيز دربرگرفته است.
|